شروعی دوباره برای زیستن

خرید بک لینک

نمی دونم از اولین روزی که وارد دنیای وبلاگ شدم چند سالی می گذره؟ همین قدر می دونم که سال ها از اون روز گذشته. خوبه که یه فضایی هست برای نوشتن و صد البته برای ماندگارشدن. خیلی ها را می شناسم که سال ها در بین ما بودند و وب نوشته هایشان را به اشتراک می گذاشتند اما امروز در بین ما نیستند و به افق های نامعلوم پیوسته اند، برای من که گاهی دلتنگ نبودنشان می شوم؛ همین صفحات وبلاگ و مرور نوشته های نابشان هست که مرا سرشار از بودنشان می کند.واقعاً هم با نوشتن می شود ماندگار شد. اسم هایی که قرن ها از زیستنشان در این دنیا می گذرد؛ صرفاً با نوشتن جاودان شده اند. برای آنان جاودانگی دیگر درد نیست چرا که برای همیشه تاریخ نامشان و اثرشان جاودانه خواهد ماند. عیب اساسی من در وبلاگ داری همین سستی و رخوتی است که برای به روزرسانیش دارم. شاید عمر که می گذرد خیلی چیزها برای آدمی حادث می شود. دیگر دل و دِماغ کار و نوشتن و مطالعه نداری ولی فکر می کنم این آغاز فرسودگیست. نه تنها جسمی، که فکر آدم هم فرسوده می شود.دعا می کنم هیچ وقت خدا قدرت تفکر و تعقل و اندیشیدن را از ما نگیرد.

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.

تا کجا...

ما را در سایت تا کجا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: جمعه 10 بهمن 1399 ساعت: 12:21

صفحه بندی